تبليغاتX
سوشیانس - آنچه که شما نمیدانید....

سوشیانس - آنچه که شما نمیدانید....

وبلاگی درباره حضرت مهدی ظهور و انتظار و...

خسته ام قطره به قطره بشمارم باران
د وست د ارم که بر این خاک ببارم باران
د وست د ارم که د لی از شهر و د یارم بکنم
بروم سر به بیابان بگذارم باران
زرد نه، سبز نه، آمیزه ای از سبزم و زرد
بس که د ر هم شد ه پاییز و بهارم باران
تو نمی آیی و من این همه خاکی شد ه ام
تو اگر باشی با خاک چه کارم باران
د اروگ نیست، خد ا! قاصد کی بود ای کاش
کاش می شد به نگارم بنگارم باران
نسل د ر نسل، د لم د ر عطش خواند ن توست
آه ای زمزمه ایل و تبارم باران
خسته ام خسته از این قول و قرارم باران
که نمی آیی بر سنگ مزارم باران
خسته ام از خود م و هر چه که باقی ماند ه است ......   گله د ارم گله د ارم گله د ارم باران

توجه : علی د اود ی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم اسفند 1383ساعت 23:49  توسط پریناز  | 

خلقت هدفدار و هدايت پايدار

إِنَّ اللّهَ تَعالى لَمْ يَخْلُقِ الْخَلْقَ عَبَثًا وَ لا أَهْمَلَهُمْ سُدًى بَلْ خَلَقَهُمْ بِقُدْرَتِهِ وَ جَعَلَ لَهُمْ أَسْماعًا وَ أَبْصارًا وَ قُلُوبًا وَ أَلْبابًا ثُمَّ بَعَثَ إِلَيْهِمُ النَّبِيّينَ عَلَيْهِمُ السَّلامُ مُبَشِّرينَ وَ مُنْذِرينَ، يَأْمُرُونَهُمْ

 بِطاعَتِهِ وَ يَنْهَوْنَهُمْ عَنْ مَعْصِيَتِهِ وَ يُعَرِّفُونَهُمْ ما جَهِلُوهُ مِنْ أَمْرِ خالِقِهِمْ وَ دينِهِمْ وَ أَنـْزَلَ عَلَيْهِمْ كِتابًا، وَ بَعَثَ إِلَيْهِمْ مَلائِكَةً يَأْتينَ بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ مَنْ بَعَثَهُمْ إِلَيْهِمْ بِالْفَضْلِ الَّذى جَعَلَهُ لَهُمْ عَلَيْهِمْ.

 ....................................................................

خداوند متعال، خلق را بيهوده نيافريده و آنان را مهمل نگذاشته است، بلكه آنان را به قدرتش آفريده و براى آنها گوش و چشم و دل و عقل قرار داده، آن گاه پيامبران را كه مژده دهنده و ترساننده هستند به سويشان برانگيخت تا به طاعتش دستور دهند و از نافرمانىاش جلوگيرى فرمايند و آنچه را از امر خداوند و دينشان نمیدانند به آنها بفهمانند و بر آنان كتاب فرستاد و به سويشان فرشتگان برانگيخت تا آنها ميان خدا و پيامبران ـ به واسطه تفضّلى كه بر ايشان روا داشته ـ واسطه باشند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم اسفند 1383ساعت 20:59  توسط پریناز  | 

حجّت خدا

 

زَعَمَتِ الظَّلَمَةُ أَنَّ حُجَّةَ اللّهِ داحِضَةٌ وَ لَوْ أُذِنَ لَنا فِى الْكَلامِ لَزالَ الشَّكُّ.

 

ستمگران پنداشتند كه حجّت خدا از بين رفته است، در حالى كه اگر به ما اجازه سخن گفتن داده مىشد، هر آينه تمام شكّها را از بين مىبرديم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم اسفند 1383ساعت 20:53  توسط پریناز  |