تبليغاتX
سوشیانس - آنچه که شما نمیدانید....

سوشیانس - آنچه که شما نمیدانید....

وبلاگی درباره حضرت مهدی ظهور و انتظار و...

پي نوشت : مطلب قبلی

پي نوشت :



1- نور / 55 .



2- نجم الثاقب - ميرزا حسين نوري ص 128.



3- مهدي انقلابي بزرگ - ناصر مكارم شيرازي ص 124.



4- توبه / 33 ، فتح / 28 ، صف / 9.



5- همان ، ص 135.



6- عصر ظهور - علي كوراني ، ترجمه عباس جلالي ، ص 357.



7- انفال / 39.



8- منتخب الاثر ، باب 34، ص 290.



9- اعراف / 128.



10- نجم الثاقب - ص 140.



11- نجم الثاقب



12- حديد / 17 .



13- نجم الثاقب ، ص 81 - بقيه الله ، ص 217 .



14- آل عمران / 83 .



15- ارشاد مفيد ، ص 4 - 343 بحارالانوار ، ج 52 ، ص 217 .



16- انبياء / 105 .



17- مجلد 4 - چاپ بيروت - بخش دوم - ص 67 .



18- قصص / 5 – 4 .



19- الميزان ، ج 16 ، ص 11 - چاپ دار الكتب الاسلاميه.



20- نجم الثاقب ، ص 31 .



21- نمل / 62 .



22- نجم الثاقب ، ص 8 – 87 .



23- هود / 86 .



24- برخي از آيات ديگر كه در شان حضرت حجه(عجل الله تعالي فرجه) نازل شده اند:



»و اسبغ عليكم نعمه ظاهره و باطنه« / (لقمان - 20)



»فلا اقسم بالخنس الجوال الكنس « / (تكوير - 15)



»يريدون ان يطفئوا نورالله بافواههم و يابي الله الا ان يتم نوره و لو كره
المشركون« / (توبه - 32)



»و اشرقت الارض بنور ربها « / (زمر - 69)



»يسئلونك عن الساعه ايان مرسيها قل انما علمها عند ربي « / (اعراف - 187)



»و ذكرهم بايام الله « / (ابراهيم - 5)



»والشمس و ضحيها « / (شمس - 1)



»هدي للمتقين الذين يومنون بالغيب « / (بقره - 2 و 3)



»..... حتي مطلع الفجر « / (قدر - 5)



»و من قتل مظلوماً فقد جعلنا سلطاناً فلا يسرف في القتل انه كان منصوراً « / (اسراء
- 33)



»و في السماء رزقكم توعدون »فو رب السماء و الارض انه لحق مثل ما انكم تنطقون « /
(ذاريات - 22 و 23 )



»فاذا تقر في النقرفي « / (مدثر - 8)



»والنهار اذا جليها « / (شمس - 3 )



»الله نور السموات و الارض مثل نوره كمشكوه فيها مصباح المصباح في زجاجه الزجاجه
كانها كوكب دري يوقد من شجره مباركه زيتونه لا

شرقيه و لا غربيه يكاد زيتها يضي و لو لم تمسسه نار نور علي نور يهدي الله لنوره من
يشاء. « / (نور - 35)



»سنريهم اياتنا في الافاق في انفسهم حتي يتبين لهم انه الحق « / (فصلت -53)



»واستمع يوم يناد المناد من مكان قريب « / (ق - 41)



»يوم يسمعون الصيحه بالحق ذلك يوم الخروج « / (ق - 42)



»يوم تبدل الارض غير الارض ..... « / (ابراهيم - 48)



»انك من المنظرين الي يوم الوقت المعلوم « / (ص - 81)



»يغن الله كلاً من سعته « / (نساء - 130)



براي اطلاع از تاويل آيات مذكوره مراجعه شود به كتاب نجم الثاقب ميرزا حسين طبرسي
نوري (ره) باب دوم و سوم و نيز جهت آگاهي از ساير آياتي كه در شان آن حضرت وارد شده
به كتاب المحجه في ما نزل في القائم الحجه و موسوعه امام المهدي مراجعه شود.



25- بحار الانوار ، ج 51 ، ص 81 / مسند احمد حنبل ، ج 3 ، ص 37 .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم فروردین 1384ساعت 20:13  توسط پریناز  | 

بشارت قرآن به دولت الهي آخرالزمان

قرآن و روايات متواتره اسلام و كتب مقدسه آسماني عموماً و نوشته هاي گروهي از مدعيان نبوت احياناً ، به الحان گوناگون وتعبيرات مختلف، بشريت را به يك آينده درخشان و عصر مشعشعي نويد و بشارت داده اند، كه جهان در آن عصر ، روضه رضوان شود، نمونه اي از حيات در بهشت برين در همين جهان تشكيل گردد كه گويي جهان، آفرينش نويني به خود گرفته است.
در آن عصر ، زمام اجتماع كبير جهاني از دست بيدادگران بيرون رود و حكومت و داوري بدست با كفايت برگزيدگان خدا و پرهيزگاران افتد. و رياست و دولت حقّه الهيه و زمامداري جهان بشريت، به امر لازم الاجراء الهي در آن زمان، مخصوص موعود كل ملل و مرغوب عموم طوائف ، حضرت مهدي قائم آل محمد(صل الله عليه و اله) ، حجت بن الحسن العسكري خواهد بود.

قرآن كريم كه مهمترين منبع اسلامي است، در اين زمينه يك بحث كلي و اصولي دارد ، بدون اينكه وارد جزئيات بشود؛ يعني خبر از تحقق يك حكومت عدل جهاني در سايه ايمان مي دهد.

چند نمونه از آياتي كه اين بحث را مطرح ساخته ذيلاً از نظر مي گذرانيم:

1- وعدالله الذين آمنوا منكم وعملوالصالحات ليستخلفنهم في الارض كما استخلف الذين من قبلهم و ليمكن لهم دينهم الذي ارتضي لهم و ليبدلهنم من بعد خوفهم أمناً يعبدونني لا يشركون بي شيئاً و من كفر بعد ذلک فأولئك هم الفاسقون1

(خداوند متعال آن دسته از شما مردم را كه ايمان آورده وكارهاي شايسته انجام دادند وعده داده كه قطعاً ايشان را حكمران روي زميني خواهد كرد همانگونه كه به پيشنيان آنها خلافت روي زمين را بخشيد و ديني را كبر براي آنان پسنديده پابرجا خواهد ساخت و خوف ايشان را تبديل به ايمني خواهد كرد .....)

مواردي كه در اين آيه از جانب خدا به انسانهاي صالح كه اعمال شايسته انجام داده شده اين امور سه گانه است:
1- استخلاف في الارض 2- تمكين دين 3- تبديل خوف به امنيت.

نبي اكرم(صل الله عليه و اله) فرمود: «خواهد آمد روزي كه عهد ذلت و خواري ظالمان و منافقان و ملحدان است و روز عزت و رفعت و عبادت و بندگي مؤمنان و آن روز، روز ظهور مهدي است كه ازتمام مراتب دين چيزي نباشدكه نداند و يا داند ونفرمايد2.» از حضرت امام محمدباقر(عليه السلام) در تفسير اين آيه آمده است كه فرمود: اين آيه اشاره به قيام قائم(عليه السلام) است3.

2- «هو الذي ارسل رسوله بالهدي و دين الحق ليظهره علي اللدين كله .....»4

«او كسي است كه پيامبرش را با هدايت و دين حق فرستاد تا بر تمامي اديان پيروزش گرداند .....»

اميرمؤمنان علي(عليه السلام) هنگامي كه آية «هوالذي ارسل رسوله بالهدي .....» را تلاوت فرمود، از ياران خودپرسيد : آيا اين پيروزي ظاهر شده است؟ عرض كردند: آري! فرمود: «نه، سوگند به كسي كه جانم به دست اوست اين پيروزي آشكار نمي شود مگر زماني كه هيچ آبادي روي زمين باقي نماند مگر اينكه صبح و شام بانگ «لااله الاالله» از آن بگوش رسد.5»

حضرت امام باقر(عليه السلام) مي فرمايد: «اين پيروزي به هنگام قيام مهدي از آل محمد(صل الله عليه و اله) خواهد آمد، آنچنان كه هيچ كس در جهان باقي نمي ماند مگر اينكه اقرار به محمد(صل الله عليه و اله) خواهد كرد.6»

3- «وقاتلوهم حتي لا تكون فتنه و يكون الدين كله لله ....»7

«و با آنان بجنگيد تا فتنه اي بر جاي نماند و دين يكسره از آن خدا گردد .....»

محمد بن مسلم مي گويد به امام باقر(عليه السلام) عرض كردم تأويل اين سخن پرودگار متعال كه در سوره انفال مي فرمايد «و قاتلوهم حتي .....» چيست؟ حضرت فرمودند: «هنوز تأويل اين آيه نيامده است پس زماني كه تأويل آن فرا رسد با كافران پيكار شود ومشركان كشته شوند تا به توحيد و خداي يگانه ايمان آورند و مشركي باقي نماند واين به هنگام ظهور قائم اهل بيت(عليه السلام) است.8»

4- «قال موسي لقومه استعينوا بالله واصبروا ان الارض لله يورثها من يشاء من عباده و العاقبه للمتقين»9.

در كتاب «غيبت» نعماني از امام باقر(عليه السلام) روايت شده كه فرمود: «دولتنا آخرالدول ؛ دولت ما آخرين دولتهاست و اهل بيتي كه براي ايشان دولتي باشد باقي نمي مانند مگر آنكه پيش از ما سلطنت مي كرديم مي ديدند هر آينه سلوك مي نموديم مثل سوك اين جماعت و اين است قول خداي عز و جل «و العاقبه للمتقين»10..... پيامبر اسلام فرمود: «القائم المهدي هو وارث الارض و ما فيها.»11

5- «اعلموا ان الله يحيي الارض بعدموتها .....»12

امام باقر(عليه السلام) فرمود: «خداوند زمين را بوسيله قائم(عجل الله تعالي فرجه) زنده كند پس او در زمين، عدل و دادگري كند وزمين را پس از مرگش از ظلم بوسيله عدل زندگي و حيات بخشد.» 13

6- «.... و له اسلم من في السموات و الارض طوعاً و كرهاً و اليه يرجعون.»14

رسول اكرم(صل الله عليه و اله) مي فرمايد: «روزي كه مهدي موعود امام قائم قيام كند به عدالت حكومت كند و در دوران حكومت او در روي زمين از جور و ستم اثري يافت نشود ..... و پيرو هيچ ديني در روي زمين باقي نمي ماند مگر اينكه اسلام مي آورد ..... آيا نشينده ايد كه خداوند سبحان مي فرمايد:

«و له اسلم من في السموات و الارض ......»15

7- «و لقد كتبنا في الزبور من بعد الذكر ان الارض يرثها عبادي الصالحون.»16

(و ما بعد از ذكر تورات در كتاب زبور - داود - نوشتيم كه بندگان صالحمان وارثان زمين خواهد بود.)

در تفسير مجمع البيان در ذيل آيه فوق از امام باقر(عليه السلام) نقل است: «هم اصحاب المهدي في آخرالزمان17 اين آيه و نظاير آن تصريح مي كنند كه بشارت دولت حقه امام زمان0عج) در كتب گذشته نيز ذكر شده است.

8- «ونريد ان نمن علي الذين استضعفوا في الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثين. و نمكن لهم في الارض و نري فرعون و هامان وجنودهما منهم ما كانوا يحذرون.»18

(ما اراده كرده ايم كه : بر ضعفاي زمين منت نهاده پيشوا و وارث زمينشان گردانيم و در زمين قدرتشان دهيم .....)

رواياتي چند در اين باره در تفاسير مجمع البيان و الميزان تصريح به اين دارد كه «الذين استضعفوا في الارض» اهل بيت مكرم رسول خدا(صل الله عليه و اله) و ائمه هدي(عليه السلام) مي باشند19 و آخرين ايشان حضرت حجه بن الحسن(عليه السلام) است كه در اولين لحظات پس از ولادتشان اين دو آيه شريفه را تلاوت فرمودند:20

9- أمن يجيب المضطرّ اذا دعاه و يكشف السوء و يجعلكم خلفاء‌الارض أاله مع الله قليلاً ما تذكرون.»21

حضرت صادق0ع) فرمود: اين آيه نازل شده درحق قائم اوست و الله مضطر هر گاه دو ركعت نماز بخواند درمقام ابراهيم(عليه السلام) و خداي را بخواند پس اجابت مي كند او را و برطرف مي كند سوء را و او را خليفه زمين مي گرداند.22

10- « بقيه الله خير لكم ان كنتم مؤمنين»23

از اين آيات و آيات بسيار ديگر24 كه با استشهاد از روايات، در شأن حضرت صاحب الامر(عجل الله تعالي فرجه) نازل شده است دنيا روزي را در پيش دارد كه حكومت جهان بدست صالحان خواهد افتاد و شر و فساد به كلي از عالم انساني رخت خواهد بست. چنانكه رسول اكرم(صل الله عليه و اله) در بشارت به اصحابشان مي فرمايند:

«ابشركم بالمهدي يملأ الارض قسطاً كما ملئت ظلماً و جوراً.»25

بدين ترتيب و با توجه به اينكه زمان ظهور نيز معلوم نيست و هر آن ممكن است اتفاق بيفتد، بنابراين امتهاي مختلف بجاي مأيوس شدن و دست روي دست گذاشتن بايد با جديت هر چه بيشتر در اصلاح امر خويش وتربيت ديگر افراد صالح جهت فراهم آوردن نيروهاي لازم براي تسخير عالم وپاكسازي دنيا از لوث وجود فاسدان و مفسدان، كوشا، جدي و مصمم باشند و هيچ گونه توجيه ودليلي براي مأيوس شدن ندارند.

..................................................

برگرفته از کتاب نگاهي تحليلي به زندگي حضرت مهدي(عجل الله
تعالي فرجه)

+ نوشته شده در  شنبه بیستم فروردین 1384ساعت 19:52  توسط پریناز  | 

آرماگدون،عوامفريبي و انتظار مهدي (ع)

چند ماه‌ قبل‌ در ستوني‌ در صفحه‌ دو روزنامه‌ اطلاعات‌ به‌ اجمال‌ به‌ دستان‌ پشت‌ پرده‌ صهيونيسم‌ مسيحي‌ در اجراي‌ سناريوي‌ حمله‌ به‌ عراق‌ اشاره‌ كردم‌. همچون‌ اغلب‌ موارد جز شمار معدودي‌ از آگاهان‌ به‌ اين‌ مسأله‌ واكنش‌ نشان‌ ندادند و آسوده‌ از كنار آن‌ گذشتند. چند روز پيش‌ و پس‌ از پخش‌ مصاحبة‌ تلويزيوني‌ يكي‌ از مشهورترين‌ كشيشان‌ صهيونيست‌ از سوي‌ شبكه‌  CBS  آمريكا، برخي‌ روزنامه‌ها به‌ اظهارات‌ وي‌ واكنش‌ نشان‌ دادند و او را از هم‌پيمانان‌ سياسي‌ بوش‌ خواندند. اما اين‌ بار نيز كسي‌ از حقايق‌ پشت‌ پرده‌ اين‌ بازي‌ سخني‌ نگفت‌. از آنجا كه‌ اين‌ بنده‌ از جمله‌ كساني‌ بوده‌ام‌ كه‌ براي‌ نخستين‌ بار در ده‌ ساله‌ اخير از نقش‌ پنهان‌ مسيحيت‌ صهيونيستي‌ سخن‌ گفته‌ام‌ و دو واژه‌ «آرماگدون‌» و «پروتستانتيسم‌ صهيوني‌» نخستين‌ بار از طريق‌ مقالات‌ مختلف‌ اين‌ نويسنده‌ به‌ ادبيات‌ ژورناليستي‌ ايراني‌ راه‌ يافته‌ و مع‌الاسف‌ توسط‌ برخي‌ تندروان‌ موج‌ سوار بر انحراف‌ تفسير و تبليغ‌ شده‌ است‌، بر خود فرض‌ مي‌دانم‌ به‌ نكات‌ ناگفته‌اي‌ در اين‌ باره‌ اشاره‌ كنم‌.
  سخن‌ به‌ گزافه‌ نگفته‌ايم‌ اگر دول‌ غربي‌ را در پيگيري‌ مسأله‌ «آخرالزمان‌» از ما شيعيان‌ به‌ مراتب‌ فعال‌تر بدانيم‌. بازخواني‌ پرونده‌ «ميشل‌ نوستر آداموس‌» از سوي‌ اورسن‌ ولز در فيلم‌ «مردي‌ كه‌ آينده‌ را ديد»، تنها يكي‌ از حلقه‌هاي‌ مشهور اين‌ تلاش‌ است‌ كه‌ اخيراً برخي‌ جامعه‌شناسان‌ و كارشناسان‌ امور ارتباطي‌ كشورمان‌ هم‌ بر آن‌ تفطن‌ يافته‌اند. حال‌ آنكه‌ اين‌ زنجيره‌ حلقه‌هاي‌ ديگري‌ هم‌ دارد كه‌ برخي‌ به‌ پيش‌ از ساخت‌ اين‌ فيلم‌ ـ در دهه‌ هشتاد ـ و بعض‌ ديگر به‌ حوادث‌ قريب‌الوقوع‌ ماه‌هاي‌ آينده‌ مربوط‌ مي‌شود. طراحي‌ «جنگ‌ ستارگان‌» از سوي‌ دولت‌ ريگان‌ نيز از جمله‌ حلقات‌ مشهود اين‌ تئوري‌ است‌ كه‌ پس‌ از روي‌ كار آمدن‌ دولت‌ بوش‌ پسر، دوباره‌ در دستور كار مقامات‌ كاخ‌ سفيد قرار گرفته‌ است‌. در مقاله‌اي‌ كه‌ چهار سال‌ پيش‌ ترجمه‌ كردم‌ 1  و تا كنون‌ و بدون‌ اطلاع‌ اين‌ نويسنده‌ در چندين‌ و چند جا به‌ چاپ‌ مجدد رسيده‌ است‌، به‌ اين‌ موضوع‌ اشاره‌ شده‌ كه‌ مؤسسات‌ ديني‌ راستگرايان‌ مسيحي‌ از سال‌هاي‌ دهه‌ 80 ميلادي‌، مردم‌ كشورهاي‌ غربي‌ را به‌ ايمان‌ جمعي‌ به‌ وقوع‌ حادثه‌اي‌ بزرگ‌ در سرزمين‌ شام‌ توجه‌ داده‌اند. بنا به‌ پيش‌بيني‌ اين‌ گروه‌ از مفسران‌ كه‌ از جمله‌ مشاوران‌ عالي‌ كاخ‌ سفيد محسوب‌ مي‌شوند، در آينده‌ لشكري‌ از به‌ اصطلاح‌ دشمنان‌ مسيح‌ كه‌ بدنه‌ اصلي‌ آن‌ از ميليون‌ها نظامي‌ تشكيل‌ يافته‌، از عراق‌ حركت‌ مي‌كند و پس‌ از گذشتن‌ از رود خشك‌ فرات‌ به‌ سوي‌ قدس‌ رهسپار مي‌شود؛ اما نيروهاي‌ مؤمن‌ به‌ مسيح‌ راه‌ اين‌ لشكر را سد كرده‌، همگي‌ در دره‌اي‌ به‌ نام‌ آرماگدون‌ (يا همان‌ هرمجدّون‌) با همديگر برخورد خواهند كرد. به‌ پيشگويي‌ و بلكه‌ برنامه‌ريزي‌ نظامي‌ اين‌ دول‌ و به‌ منظور تسريع‌ در روند ظهور مسيح‌ يهودي‌، وقوع‌ نبردي‌ هسته‌اي‌ در اين‌ منطقه‌ اجتناب‌ناپذير است‌. جنگي‌ جهاني‌ كه‌ به‌ مرگ‌ ميليون‌ها نفر غير يهودي‌ و غير مسيحي‌ بينجامد. چيزي‌ شبيه‌ اعتقاد غلط‌ برخي‌ افراد در كشور خود ما كه‌ تسريع‌ ظهور حضرت‌ حجت‌(عج‌) را به‌ دامن‌ زدن‌ به‌ فساد و تباهي‌ منوط‌ مي‌دانند.
  جالب‌ توجه‌ اين‌ است‌ كه‌ اغلب‌ نظريات‌ تئوري‌پردازان‌ به‌ نام‌ آمريكايي‌ در جهت‌ توجيه‌ منطقي‌ اين‌ رويداد جهت‌ گرفته‌ كه‌ به‌ عنوان‌ نمونه‌ مي‌توان‌ به‌ نظريه‌ مشهور هانتينگتون‌ با عنوان‌ «برخورد تمدن‌ها» اشاره‌ كرد. نكته‌ مهم‌ و جالب‌ توجه‌ ديگر، حضور برخي‌ اسامي‌ در ميان‌ باورمندان‌ به‌ اين‌ تئوري‌ است‌ كه‌ از جمله‌ سياستگزاران‌ فعلي‌ ايالات‌ متحده‌ محسوب‌ مي‌شوند و البته‌ از حدود سه‌ دهه‌ پيش‌ به‌ اين‌ سو ـ يعني‌ از اوايل‌ دهه‌ 70 ميلادي‌ ـ در جهت‌ تحقق‌ اين‌ نقشه‌ تلاش‌ مي‌كرده‌اند. في‌المثل‌ دانلدرامفلد و بوش‌ پدر و پسر كه‌ هر دو از همفكران‌ دو كشيش‌ صهيونيست‌ هتاك‌ به‌ پيامبر اسلام‌(ص‌) يعني‌ جري‌ فال‌ ول‌ و پت‌ رابرتسون‌ هستند. انتخاب‌ بوش‌ پدر و پسر به‌ رياست‌ جمهوري‌ ايالات‌ متحده‌ به‌ پيشنهاد و حمايت‌ فال‌ ول‌ صورت‌ گرفته‌ است‌ و فال‌ول‌ همان‌ كسي‌ است‌ كه‌ در طول‌ سي‌ سال‌ گذشته‌ رهبري‌ موج‌ نوي‌ صهيونيسم‌ مسيحي‌ را در ايالات‌ متحده‌ به‌ عهده‌ داشته‌ است‌. دو شبكه‌ تلويزيوني‌ پت‌ رابرتسون‌ و جري‌ فال‌ول‌ به‌ طور متوسط‌ قريب‌ به‌ بيست‌ ميليون‌ خانوار را تحت‌ پوشش‌ دارند و اين‌ در حالي‌ است‌ كه‌ اغلب‌ ناظران‌، شمار معتقدان‌ به‌ وقوع‌ جنگ‌ هسته‌اي‌ آرماگدون‌ را تا هفتاد ميليون‌ نفر تخمين‌ مي‌زنند.
  عمده‌ دليل‌ باورمندان‌ به‌ الهيات‌ آرماگدون‌، وجود آياتي‌ در كتاب‌ مكاشفات‌ يوحناست‌ كه‌ به‌ تلويح‌ از وقوع‌ جنگي‌ در دره‌ مجدو و با حضور سپاهياني‌ از ملل‌ مختلف‌ سخن‌ مي‌گويند. از آنجا كه‌ از جمله‌ اين‌ حاضران‌ سپاهياني‌ از بابل‌ ـ عراق‌ كنوني‌ ـ و همچنين‌ شمال‌ آفريقا هستند و هم‌ از آنجا كه‌ در كتب‌ «عهد عتيق‌» و «جديد» سخني‌ از نژاد زرد گفته‌ شده‌، امروزه‌ براي‌ تطبيق‌ اين‌ عناوين‌ بر دول‌ يا ملت‌هاي‌ كشورهايي‌ چون‌ عراق‌ و ايران‌ و ليبي‌ و سودان‌ و از سوي‌ ديگر چين‌ و كره‌ شمالي‌ تلاش‌ معتنابهي‌ صورت‌ مي‌گيرد. چنانكه‌ حتي‌ نظريه‌پردازاني‌ رسمي‌ چون‌ هانتينگتون‌ عمده‌ دليل‌ لزوم‌ اتحاد ملل‌ غربي‌ را، نزديكي‌ قريب‌الوقوع‌ تمدن‌هاي‌ كنفوسيوسي‌ و اسلامي‌ مي‌دانند. دوست‌ عزيز ما جناب‌ سيد امير حسين‌ اصغري‌ در مقاله‌اي‌ جداگانه‌ به‌ تطبيق‌ اين‌ تئوري‌ها اقدام‌ كرده‌اند و تلاقي‌ خطوط‌ اصلي‌ نظريات‌ تافلر، فوكوياما و هانتينگتون‌ را با تبليغات‌ كشيشان‌ صهيونيست‌ آمريكايي‌ نشان‌ داده‌اند.
  نكته‌ مغفول‌ عنه‌ همه‌ اين‌ جهت‌گيري‌ها، انطباق‌ كامل‌ پيشگويي‌هاي‌ دو كتاب‌ يوحنا (سنت‌ جان‌) يعني‌ مكاشفات‌ و انجيل‌، بر وجود مقدس‌ امام‌ عصر(عج‌) است‌ كه‌ در ادامه‌ مطلب‌ به‌ اجمال‌ به‌ آن‌ اشاره‌ خواهيم‌ كرد، اما پيش‌ از ورود به‌ آن‌ بحث‌ تحليلي‌ اشاره‌ به‌ سابقه‌اي‌ تاريخي‌ ضروري‌ به‌ نظر مي‌رسد.
  قوم‌ يهود از ديرباز در آرزوي‌ تحقق‌ حكومت‌ جهاني‌ خود تلاش‌ مي‌كرده‌اند. از جمله‌ تمهيدات‌ اين‌ قوم‌ در جهت‌ تسريع‌ حاكميت‌ جهاني‌ يادشده‌، تشكيل‌ انجمن‌هاي‌ سري‌ و فرقه‌هاي‌ مذهبي‌ خاص‌ بوده‌ است‌. فراماسونري‌ و فرقه‌هايي‌ چون‌ بابيه‌ و بهائيه‌ (كه‌ اين‌ دومي‌ هم‌ اينك‌ نيز در اسرائيل‌ پايگاه‌ دارد) از جمله‌ اين‌ انجمن‌ها و فرقه‌ها هستند. مع‌الاسف‌ انديشوران‌ ديگري‌ از ساير اقوام‌ ـ به‌ خصوص‌ دين‌ مسيح‌ ـ هر از گاهي‌ به‌ شعارهاي‌ اين‌ گروه‌ از تندروان‌ يهودي‌ فريفته‌ شده‌ و با ورود برخي‌ آموزه‌هاي‌ يهودي‌ به‌ دين‌ خود به‌ اين‌ روند سرعت‌ بخشيده‌اند. نمونه‌ اين‌ التقاط‌ را در قرن‌ نخست‌ ميلادي‌ و پس‌ از عروج‌ عيسي‌(ع‌) شاهديم‌ كه‌ «پولس‌ رسول‌» عامل‌ اصلي‌ آن‌ به‌ شمار مي‌آيد. در مقاله‌اي‌ ديگر درباره‌ نقش‌ پولس‌، در تبعيد و انزواي‌ نخستين‌ وارث‌ عيسي‌(ع‌) يعني‌ پترس‌ (سن‌پيتر) يا همان‌ شمعون‌ ـ جد گرامي‌ حضرت‌ نرجس‌(ع‌) ـ سخن‌ گفته‌ و به‌ تفصيل‌ درباره‌ تطابق‌ حادث‌ سقيفه‌ با آنچه‌ در كليساي‌ سن‌پيتر گذشت‌ به‌ بحث‌ و بررسي‌ پرداخته‌ام‌. اين‌ نفوذ همه‌ جانبه‌ عناصر تلمودي‌ در كيش مسيحي‌ به‌ نحوي‌ است‌ كه‌ پس‌ از ظهور نبي‌ مكرم‌ اسلام‌(ص‌) و علي‌رغم‌ ذكر نام‌ شريفش‌ در كتب‌ عهد عتيق‌ و جديد، يهوديان‌ و مسيحيان‌ بسياري‌ از پذيرش‌ آن‌ حضرت‌ سر مي‌پيچند و عربي‌ بودن‌ و نه‌ عبري‌ بودن‌ آن‌ نبي‌مكرم‌ را عمده‌ دليل‌ اين‌ سرپيچي‌ معرفي‌ مي‌كنند. همين‌ حادثه‌ در آينده‌ نيز به‌ وقوع‌ خواهد پيوست‌. به‌ عبارتي‌ ورود عناصر يهودي‌ در كيش‌ مسيحي‌ به‌ حدي‌ است‌ كه‌ از موعود منتظر اديان‌ چهره‌اي‌ مشوه‌ ارائه‌ داده‌ و مردمان‌ را به‌ انتظار پادشاهي‌ اسرائيلي‌ كشانده‌ است‌. بي‌مناسبت‌ نيست‌ كه‌ در آستانه‌ سال‌ دو هزار و با طرح‌ مسأله‌  Y2k  و پيشگويي‌هاي‌ نوستراداموس‌، تب‌ مهاجرت‌ به‌ سرزمين‌ قدس‌ شدت‌ گرفت‌ و عده‌ معتنابهي‌ از فرقه‌هاي‌ اهل‌ كلرادو و اوكلاهما به‌ اين‌ سرزمين‌ مقدس‌ سفر كردند. در چند سال‌ گذشته‌ و تحت‌ تأثير تبليغات‌ صهيونيستي‌، شمار بسياري‌ از فيلم‌سازان‌ غربي‌ به‌ همين‌ واقعه‌ پرداخته‌اند و سري‌ فيلم‌هاي‌ جنگ‌هاي‌ ستاره‌اي‌ جورج‌ لوكاس‌، يا آثاري‌ از قبيل‌ روز استقلال‌، آرماگدون‌، ترميناتور و به‌ ويژه‌ فيلم‌ سينمايي‌ ماتريكس‌ به‌ تبليغ‌ مجدد همين‌ عناوين‌ و در پوششي‌ از داستان‌هاي‌ علمي‌ ـ تخيلي‌ پرداخته‌اند. في‌المثل‌ از سرزمين‌ موعود فيلم‌ ماتريكس‌ ياد مي‌كنيم‌ كه‌ همان‌  ûzion‎  يا «صهيون‌» است‌! اين‌ روند كه‌ با ساخت‌ فيلم‌هاي‌ عظيمي‌ چون‌ «ده‌ فرمان‌» و «بن‌هور» در آستانه‌ تشكيل‌ دولت‌ صهيونيستي‌ آغاز شده‌، در دو سال‌ گذشته‌ شتابي‌ روزافزون‌ گرفته‌ و همه‌ آنچه‌ در جهان‌ واقع‌  و پس‌ از حادثه‌ يازدهم‌ سپتامبر اتفاق‌ افتاده‌، ترجمان‌ عملي‌ همان‌ سناريوست‌.
  اين‌ البته‌ امر تازه‌اي‌ نيست‌. دويست‌ و اندي‌ سال‌ قبل‌ نيز چنين‌ حركتي‌ توسط‌ كشيشي‌ مسيحي‌ به‌ نام‌ ويليام‌ ميلر انجام‌ گرفت‌ كه‌ متعاقب‌ آن‌ گروه‌ كثيري‌ از مسيحيان‌ «ادونتيست‌» به‌ ظهور قريب‌الوقوع‌ عيسي‌(ع‌) در ماه‌ مارس‌ سال‌ 1844 ميلادي‌ باور يافتند. اين‌ تاريخ‌ به‌ علت‌ عدم‌ وقوع‌ پيش‌بيني‌ ميلر به‌ نام‌ «حسرت‌ بزرگ‌»  (The great disappointment)  خوانده‌ مي‌شود. نمونة‌ ديگر، تلاش‌ چند ده‌ ساله‌ فردي‌ به‌ نام‌ «شبتابن‌ صبي‌»، خاخام‌ صهيونيست‌ خوش‌ سيمايي‌ است‌ كه‌ سال‌ 1648 را سال‌ ظهور مسيح‌ يهودي‌ مي‌دانست‌. شبتاي‌ اعلام‌ كرده‌ بود كه‌ روح‌ الهي‌ در او حلول‌ كرده‌ و او را نجات‌بخش‌ اسرائيل‌ و بنيانگذار دولت‌ يهود خوانده‌ است‌. جالب‌ آنكه‌ شبتاي‌ پس‌ از سفرهاي‌ گوناگون‌ به‌ كشورهاي‌ مختلف‌، عاقبت‌ به‌ عثماني‌ مي‌رود و با اختيار نامي‌ اسلامي‌ خود را «محمدباب‌» مي‌خواند! اين‌ «باب‌»، البته‌ با سيد باب‌ معروف‌ كه‌ فردي‌ ايراني‌ بوده‌ متفاوت‌ است‌. سفر او به‌ ازمير با اعتقاد روزافزون‌ مسيحيان‌ به‌ ظهور قريب‌الوقوع‌ موعود منتظر همراه‌ مي‌شود و شبتاي‌ با سوء استفاده‌ از اين‌ جو، خود را مسيح‌ يهوديان‌ و عيسويان‌ هر دو مي‌خواند. بنا به‌ اعتقاد پيروان‌ شتباي‌، او كسي‌ بود كه‌ در سال‌ 1666 عاقبت‌ به‌ ارض‌ موعود خواهد رفت‌ و دولت‌ يهود را در آنجا پايه‌گذاري‌ خواهد كرد. اين‌ دوران‌ همچنين‌ با ظهور خاخام‌ ديگري‌ به‌ نام‌ «نجمه‌ كوهين‌» مصادف‌ است‌ كه‌ او نيز خود را مسيح‌ يهود خوانده‌ و پيروان‌ خود را به‌ تشكيل‌ دولت‌ اسرائيل‌ به‌ عنوان‌ مركزي‌ براي‌ حكومت‌ جهاني‌ يهود دعوت‌ مي‌كرد.
  به‌ نظر مي‌رسد اين‌ حوادث‌ تاريخي‌ در دو دهه‌ اخير به‌ نحوي‌ به‌ جامعه‌ غربي‌ بازگشته‌ و متأسفانه‌ گروهي‌ از هموطنان‌ مسلمان‌ ما را هم‌ زيركانه‌ فريب‌ داده‌ است‌. اين‌ نويسنده‌ به‌ عنوان‌ يكي‌ از محققان‌ مسأله‌ مهدويت‌، از موج‌ سواري‌ جماعتي‌ كه‌ به‌ گمان‌ انتظار وجود مقدس‌ امام‌ عصر، روحي‌ فداه‌، به‌ آسياب‌ دشمن‌ آب‌ همكاري‌ مي‌ريزند، به‌ شدت‌ اظهار برائت‌ كرده‌ و همه‌ كارشناسان‌ فن‌ را به‌ لزوم‌ بحث‌ از آسيب‌شناسي‌ قضيه‌ مهدويت‌ و پالايش‌ اين‌ مبحث‌ از عناصر تلمودي‌ هشدار مي‌دهم‌. استقبال‌ از جنگ‌ در شرايطي‌ كه‌ دشمن‌ صهيونيستي‌ خود را تا بن‌ دندان‌ مسلح‌ كرده‌ و بر انديشه‌ خام‌ گروهي‌ متعصب‌ سوار گشته‌، نه‌ نشان‌ شجاعت‌، بلكه‌ بهانه‌ دادن‌ به‌ دست‌ گروهي‌ است‌ كه‌ قائمه‌ مسيحيان‌ جهان‌ را در جهت‌ وقوع‌ يك‌ جنگ‌ صليبي‌ نوآيين‌، ساماندهي‌ كرده‌اند. در اين‌ بحران‌ صحبت‌ از «صلح‌ جهاني‌» و معرفي‌ چهره‌ حقيقي‌ و معصوم‌ امام‌ عصر به‌ عنوان‌ موعود «مشترك‌» اديان‌، وظيفه‌اي‌ است‌ بس‌ سترگ‌ كه‌ مع‌الاسف‌ به‌ شدت‌ به‌ آن‌ بي‌اعتنايي‌ مي‌شود. جامعه‌ جهاني‌ در حال‌ حاضر نيازمند دركي‌ متقابل‌ درباره‌ مسأله‌ موعود و فهم‌ وحدت‌ اين‌ موجود منتظر است‌. اين‌ بنده‌ در بسياري‌ از مقالات‌ خود به‌ انطباق‌ موعود منتظر مسيحيان‌ بر امام‌ عصر ما(عج‌)، تأكيد كرده‌ و به‌ همدلي‌ همه‌ اديان‌ در اين‌ باره‌ فرا خوانده‌ام‌.
  در اين‌ مقام‌ نيز همگان‌ را به‌ مفاهمه‌ در اين‌ باره‌ فرا مي‌خواند و گويندگان‌ مذهبي‌ و نويسندگان‌ كتب‌ و مقالات‌ عامه‌ پسند را از پرداختن‌ به‌ موضوعات‌ اختلافي‌ و يا افتادن‌ در دام‌ فعاليت‌هاي‌ تبليغي‌ رسانه‌هاي‌ غربي‌ پرهيز مي‌دهم‌. هدف‌ فعلي‌ دشمن‌ ايجاد اختلاف‌ در ميان‌ پيروان‌ اديان‌ از طريق‌ برخوردهاي‌ ديني‌ و معرفي‌ حجج‌ ساختگي‌ براي‌ منتظران‌ مسيح‌ و مقتداي‌ او مهدي‌ است‌. امروزه‌ كم‌ نيستند سايت‌هاي‌ رايانه‌اي‌ و رسانه‌هاي‌ ديداري‌ و شنيداري‌ متعددي‌ كه‌ افراد شناخته‌ شده‌ يا كم‌ و بيش‌ ناشناخته‌اي‌ را به‌ عنوان‌ امام‌ عصر معرفي‌ مي‌كنند. چنانكه‌ از سوي‌ ديگر تلاش‌ بر تخريب‌ چهره‌ اين‌ افراد و ستاندن‌ محبوبيت‌ آنهاست‌. در اين‌ حالت‌ توجه‌ ساده‌انديشان‌ به‌ گروهي‌ خاص‌ از افراد به‌ عنوان‌ مصاديق‌ خاص‌ جلب‌ و پس‌ از شكست‌ محتمل‌ يا تخريب‌ وجهة‌ او، كليت‌ انديشه‌ انتظار زير سؤال‌ مي‌رود. چيزي‌ كه‌  در شب‌ ژانويه‌ سال‌ دو هزار ميلادي‌ و در بسياري‌ كشورهاي‌ جهان‌ با آن‌ مواجه‌ بوديم‌.
  صهيونيسم‌ يهودي‌ و مسيحي‌ از يك‌ سو با معرفي‌ چند سال‌ آينده‌ به‌ عنوان‌ دوران‌ ظهور، سيستم‌ سياسي‌ حاكم‌ بر ايالات‌ متحده‌ را به‌ عنوان‌ يگانه‌ منجي‌ بشريت‌ تبليغ‌ مي‌كند و از سوي‌ ديگر با تراشيدن‌ موعودهاي‌ دروغين‌، اذهان‌ خام‌ ساده‌انديشان‌ را به‌ سوي‌ دست‌نشاندگان‌ مزدور خود متوجه‌ مي‌سازد. تقابل‌ بن‌لادن‌ با ايالات‌ متحده‌ بي‌ترديد يك‌ بازي‌ سياسي‌ است‌ كه‌ نمونه‌ نازل‌ آن‌ را در پيروزي‌ موقت‌ اعراب‌ در صحراي‌ سينا شاهد بوديم‌. پيروزي‌ ظاهري‌ و موقتي‌ كه‌ نتيجه‌ باطني‌ آن‌ حاكميت‌ چند ساله‌ انور سادات‌ رئيس‌ جمهور معدوم‌ مصر و امضاي‌ قرارداد صلح‌ كمپ‌ديويد بود. قرارداد صلحي‌ كه‌ پيروزي‌ صوري‌ اعراب‌ در جنگ‌ با اسرائيل‌ مقدمة‌الجيش‌ آن‌ و عامل‌ خواب‌ خرگوشي‌ مسلمانان‌ محسوب‌ مي‌شد. همين‌ بازي‌ در اثناي‌ جنگ‌ كويت‌ تكرار شد و ساده‌انديشي‌ تحليل‌گران‌ ناآگاه‌ كه‌ صدام‌ و بوش‌ پدر را در برابر هم‌ مي‌ديدند، به‌ استقرار نيروهاي‌ نظامي‌ غرب‌ در كل‌ منطقه‌ خليج‌ و تركيه‌ انجاميد. اگر انورسادات‌ فراماسونري‌ بود كه‌ در قالب‌ قهرمان‌ نبرد با اسرائيل‌ جلوه‌ كرد، صدام‌ نيز مزدوري‌ است‌ كه‌ از آبشخور سيستم‌ سياسي‌ غرب‌ تغذيه‌ مي‌شود.
  در شرايط‌ خطير حاضر كه‌ ساخت‌ بناي‌ سليمان‌ (هيكل‌) سرعتي‌ روزافزون‌ به‌ خود گرفته‌ و اسرائيليان‌ كاشف‌ گوساله‌ زردي‌ كه‌ چند سال‌ پيش‌ در اورشليم‌ (بيت‌المقدس‌) پيدا شد، در جهت‌ تحقق‌ آن‌ تلاش‌ مي‌كنند، همنوايي‌ با مناديان‌ علائم‌ ظهور صهيوني‌، همراهي‌ با نظريه‌پردازان‌ سياسي‌ غربي‌ است‌. اين‌ همه‌ از ساده‌انديشي‌ دينداران‌ عوام‌ حكايت‌ مي‌كند كه‌ معرفت‌ امام‌ زمان‌ را با دامن‌ زدن‌ به‌ احساسات‌ عمومي‌ برابر مي‌گيرند. در متون‌ ديني‌ ما اگر چه‌ بر علايم‌ ظهور تأكيد شده‌؛ اما در عين‌ حال‌ توقيت‌ زمان‌ ظهور كفر و قائل‌ به‌ آن‌ كذاب‌ دانسته‌ شده‌ است‌ و شايد به‌ همين‌ علت‌ بر لزوم‌ كتمان‌ ديدار يار غايب‌ از سوي‌ مشافهان‌ و تكذيب‌ مدعيان‌ از سوي‌ مستمعان‌ تا به‌ اين‌ اندازه‌ تأكيد كرده‌اند. اشتباه‌ تاريخي‌ شيعيان‌ تندرو در زمان‌ امام‌ صادق‌(ع‌) باعث‌ شد تا در يك‌ فريب‌ عمومي‌، حكومت‌ عباسي‌ بر جان‌ ومال‌ و ناموس‌ مسلمانان‌ حاكم‌ شود و علي‌رغم‌ منع‌ مؤكد امام‌ صادق‌(ع‌) از همراهي‌ با مناديان‌ سياه‌ جامه‌ عباسي‌، علوياني‌ از زمره‌ سادات‌ حسني‌ آتش‌ بيار اين‌ معركه‌ شوند. امام‌ كه‌ از فرقه‌ پروري‌ دشمنان‌ آل‌ محمد(ص‌) خبر داشتند، ضمن‌ رد دعوت‌ ابومسلم‌ خراساني‌ اين‌ دسته‌ از سادات‌ ساده‌ انديش‌ را از همكاري‌ با عباسيان‌ بازداشتند؛ اما دريغ‌ و درد كه‌ به‌ اين‌ هشدار توجهي‌ نشد و بلكه‌ خود شيعيان‌ ـ تحت‌ تأثير انديشه‌ انتظار و شبهه‌ مصداقي‌ ـ به‌ فرق‌ مختلف‌ تقسيم‌ شدند. آيا جز اين‌ است‌ كه‌ محمد حنيفه‌
 همان‌ امام‌ منتظر دانسته‌ شد و يا فرقه اسماعيليه‌ در عوض‌ قبول‌ امامت‌ امام‌ هفتم‌ (امام‌ كاظم‌(ع‌)) برادر متوفاي‌ آن‌ حضرت‌ را به‌ عنوان‌ مهدي‌ منتظر به‌ امامت‌ برگزيدند؟ شرايط‌ كنوني‌ شيعيان‌ به‌ ويژه‌ در عراق‌ به‌ دوران‌ حساس‌ انتقال‌ دولت‌ اموي‌ به‌ عباسي‌ بسيار شبيه‌ است‌ و دريغ‌ است‌ كه‌ آگاهان‌ به‌ همان‌ راهي‌ بروند كه‌ ساده‌انديشان‌ عهد عباسي‌ با قبول‌ شعار «الرضا من‌ آل‌ محمد(ع‌)» به‌ آن‌ سو كشيده‌ شدند.
  ماه‌هاي‌ آينده‌ آبستن‌ حوادثي‌ است‌ كه‌ عبور از آنها جز به‌ درايت‌ شيعيان‌ منتظر از يك‌ سو و قائمه‌ مسيحيان‌ با ايمان‌ از سوي‌ ديگر ممكن‌ نيست‌. مهدي‌ و مسيح‌ به‌ همه‌ آزادانديشان‌ جهان‌ تعلق‌ دارند و ايجاد هرگونه‌ تقابل‌ صوري‌ در پيروان‌ آنها همان‌ خواسته‌اي‌ است‌ كه‌ طراحان‌ تز حكومت‌ جهاني‌ صهيون‌ دنبال‌ مي‌كنند.


پي‌نوشت‌ها :
 *  برگرفته‌ازروزنامه‌اطلاعات‌،4آبانماه‌1381.
 1 .  ر.ك‌: مجله‌ موعود، سال‌ دوم‌ ش‌12، بهمن‌ و اسفند 1377.

............................................................

امين ميرزايي

ماهنامه موعود
سال ششم - شماره 35

+ نوشته شده در  شنبه بیستم فروردین 1384ساعت 0:50  توسط پریناز  | 

غيبت امام زمان(ع)، از ديدگاه اميرمؤمنان(ع

اشاره :
اگر چه در تمامى اديان و مكاتب اعم از الهى و غير الهى در زمينه ظهور مصلح و منجى جهان كم و بيش مطالبى به چشم مى‏خورد؛ ولى براساس دليلهاى متقن و معيارهاى درستى كه وجود دارد اين حقيقت به اثبات رسيده است كه كامل‏ترين و قابل اعتمادترين اطلاعات در مورد شخصيت و ابعاد گوناگون زندگى موعود جهانى نظير: تولد، غيبت، ظهور، حكومت و... در مجموعه روايات اهل بيت(ع) ارائه شده است. با توجه به اين حقيقت در مقاله حاضر تلاش مى‏شود تا مسئله غيبت منجى عالم بشريت و علل و آثارش با توجه به مجموعه كلمات و رهنمودهاى حضرت على(ع) به اختصار مورد بررسى قرار گيرد.

 غيبت امام مهدى(ع)

امام على‏بن ابى‏طالب(ع) مسئله غيبت حضرت مهدى(ع) را با زمينه‏سازى حساب شده و منسجمى در چند مرحله مطرح مى‏كنند و كاملاً روشن است كه اين كار به صورت تصادفى انجام نگرفته است بلكه با توجه به ظرفيت و كشش فكرى افراد و شيوه‏هاى صحيح آموزشى و همينطور با در نظر گرفتن سير طبيعى و خارجى وقايعى كه در آينده پيش خواهد آمد به تبيين و تشريح امور پرداخته‏اند. در يك مرحله پس از تصريح به ضرورت وجود حجت الهى در روى زمين و بلكه كل نظام عالم هستى مى‏فرمايند:
هرگز زمين از حجت الهى كه با دليل و برهان براى حاكميت بخشيدن به احكام و ارزشهاى دينى قيام مى‏نمايد خالى نخواهد بود و حجت خداوند عالم يا به صورت شناخته شده و آشكار [مثل يازده امام(ع)، در ميان مردم زندگى مى‏كند] يا [در اثر فراهم نبودن شرايط مناسب] به‏طور پنهان و ناشناخته به سر مى‏برد.1
در روايت ديگرى امام على(ع)، پس از اشاره به ضرورت وجود امام معصوم در روى زمين و تبيين مسؤوليتهاى او مى‏فرمايند:
حجت خدا، گاهى به صورت علنى به طورى كه همه او را مى‏شناسند در ميان مردم حضور دارد؛ امّا زمام امور را به جهت فراهم نبودن شرايط در دست ندارد. گاهى نيز حجت الهى روى مصالحى به اراده خداوند متعال از ديده مردم غايب است. در چنين مواقعى آنها در انتظار حجج الهى به‏سر مى‏برند. توجه به اين نكته ضرورى است كه در دوران غيبت گرچه جسم امام(ع) به علت وجود خطرات و يا مصالح ديگرى از ديده مردم نهان است ولى دانش او براى مردم مخفى نيست (همه از آن اطلاع دارند) و آداب و احكام و تعاليمش در قلب و جان انسانهاى مؤمن استوار و پابرجاست و مردم بر اساس تعاليم و رهنمودهاى او زندگى مى‏كنند.2
در مرحله بعد، اميرالمؤمنين(ع) ضمن معرفى آخرين حجت الهى اصل مسئله غيبت آن حضرت را بيان مى‏كنند. از »اصبغ بن نباته« نقل شده است كه مى‏گويد:
روزى به حضور على‏بن‏ابى‏طالب(ع) رسيدم آن حضرت را غرق در انديشه ديدم در حالى كه از اين وضع بسيار متعجب بودم [چون حضرت را هرگز در آن حال نديده بودم] عرض كردم: يا اميرالمؤمنين مگر اتفاقى افتاده است كه اينگونه نگران و غرق در درياى تفكّر به نظر مى‏رسيد؟
حضرت على(ع)، در پاسخ فرمودند: درباره فرزندى كه بعدها از نسل من به دنيا خواهد آمد فكر مى‏كنم. او يازدهمين فرزند من است. او مهدى ما اهل بيت است كه زمين را پس از پر گشتن از ظلم و ستم و تباهى با عدل و داد پر خواهد ساخت. امّا پيش از آن براى او يك دوره غيبتى هست كه عده زيادى از مردم در اين دوره از حق و صراط مستقيم منحرف مى‏شوند.3
در گام بعدى على(ع) به طولانى بودن دوره غيبت امام عصر(ع) و مشكلات و گرفتاريهاى آن مى‏پردازند. به عنوان نمونه در يك مورد مى‏فرمايند:
در دوره غيبت امام غايب مردم از حدود و چارچوب احكام شرع خارج خواهند شد و بسيارى از آنها گمان خواهند كرد كه حجت الهى از دنيا رفته و امامت پايان پذيرفته است ولى سوگند به خدا در چنين دوره‏اى حجت خدا در بين مردم و در كوچه و بازار آنها در حال رفت و آمد خواهد بود و وى حرفهاى مردم را خواهد شنيد... او مردم را خواهد ديد ولى آنها تا زمان معينى كه خداوند مقرر كرده است قادر به ديدن آن حضرت نخواهند بود.4
همينطور در اين باره به مناسبت ديگرى مى‏فرمايند:
دوره غيبت امام مهدى(ع) به قدرى طولانى خواهد بود كه انسانهاى بى‏خبر از مصالح و حكمتهاى الهى از ظهور آن حضرت مأيوس خواهند شد و در اثر نااميدى از ظهور منجى عالم بشريت حتى اين جمله را به زبان خواهند آورد كه: خداوند عالم نيازى به آل محمد(ص) ندارد؛ يعنى اگر از آل محمد(ص) كسى در روى زمين بود تا كنون بايد قيام مى‏كرد و به اين نابسامانيها و بى‏عدالتيها پايان مى‏داد.5

...............................................

 . فيض‏الاسلام، ترجمه و شرح نهج‏البلاغه، حكمت 13، ص1158.

2 . محمدبن‏يعقوب كلينى، الكافى، ج 2، ص 139، ح 13.

3 . محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج 51 ، ص 119، ح 19.

4 . همان، ج 28، ص 70.

5 . همان، ج 51، ص 119، ح 19.

..............................................

سيدصادق سيدنژاد

موعود شماره چهل و یک

+ نوشته شده در  شنبه بیستم فروردین 1384ساعت 0:42  توسط پریناز  | 

سوال در مورد مباحث ظهور حضرت مهدي (عج)

سوال : اگرظهور حضرت مهدي عليه السلام همراه و ملازم پر شدن زمين از بيداد و ستمگري است ، آيا كوشش در راه نشر احسان و نيكي و تقوي فايده دارد يا خير؟
جواب : اولا ، تنها ظرف حتمي و غير قابل تغيير ظهور، پر شدن جهان از ستم نيست. بلكه ظهور، ظرف ديگري هم دارد كه صلاح گروهي از مردم و آمادگي بشر براي پذيرش حكومت عدل و جهاني امام عليه

السلام است. ثانيا .‌دو واقعيت ستم و پر شدن ، از امور نسبي اند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم فروردین 1384ساعت 18:33  توسط پریناز  | 

آخرالزمان از ديدگاه آل محمد (ص)

آخرالزمان از ديدگاه آل محمد (ص)

يَكُونُ قَتلُ سَبعينَ مِنَ الصّالِحينَ (علماء الدين) وَ عَلى رأسِهِم رَجُلٌ عَظيمَ‏القَدرِ يُحرِقُهُ (اى سفيانى) وَ يَذَرُ رَمادَهُ فِى الهَواءِ بَينَ جِلُولاءِ وَ خانِقينَ بَعدَ أَن يُقتَلَ فِى الكُوفَةَ اَربَعَةَ آلافٍ.

هفتاد نفر از صالحان (عالمان دينى) كشته مى‏شوندكه سر دسته آنها مرد با منزلتى است كه سفيانى او را مى‏سوزاند و خاكسترش را ميان جلولاء و خانقين بر باد مى‏دهد و اين پس از آن است كه در كوفه چهارهزار نفر كشته شده‏اند.

اميرالمؤمنين على، عليه السلام

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم فروردین 1384ساعت 18:29  توسط پریناز  | 

چه دلیلی بر تولد امام زمان می باشد؟

پاسخ:
هر چند ولادت امام مهدی(عج) بخاطر شرایط سخت خفقانی که در حکومت عباسیان وجود داشت مخفی نگه داشته شده بود ولی از کارهای مهمی که امام حسن عسکری(ع) انجام دادند اثبات وجود امام مهدی(عج) برای آیندگان بوده است، از این رو عده‌ای یاران خاص و افراد مورد اعتماد امام حسن عسکری(ع) از این ولادت آگاه شدند و گواهی به این مطلب دادند. به برخی از آنها ذیلاً اشاره می‌شود:
1. حضرت حکیمه خاتون عمّه امام حسن عسکری(ع) شب تولد درمنزل امام حسن عسکری(ع) حضور داشته و مراسم ولادت دردانه عالم هستی امام مهدی(عج) ..

را با جزئیات آن نقل می‌کند.(1)

2. روزی چهل نفر از شیعیان نزد امام حسن عسکری(ع) آمدند و تقاضا کردند امام پس از ایشان را ببینند.‌ آنان پسری سیمارو را دیدند که به‌سان پدر خود بود و امام یازدهم(ع) او را امام پس از خود و خلیفه خود و حجت خدا معرفی کردند و به آنها دستور دادند از او اطاعت کنند.(2)

3. امام یازدهم(ع) پس از تولد امام مهدی(عج) به برخی از یاران خاص دستور دادند برای مولود جدید گوسفندی عقیقه کنند و به گروهی از شیعیان بدهند. یا هنگامی که برخی از یاران خاص از میلاد امام مهدی(عج) از ایشان پرسش نمود امام حسن عسکری(ع) بشارت به ولادت فرزندش قائم(عج) را می‌دهند.(3)

پی‌نوشت‌ها:
1. شیخ صدوق، کمال‌الدین وتمام النعمة، ص (424).
2. شیخ علی حایری یزدی، الزام الناصب، ج 2، ص 341.
3. سید محمد صدر، تاریخ الغیبة الصغری، ص 269.
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم فروردین 1384ساعت 21:20  توسط پریناز  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم فروردین 1384ساعت 20:56  توسط پریناز  | 

مهدى در روايات اهل تسنن

امام عسكرى عليه السلام

احمد بن اسحاق كه از اصحاب امام عسكرى ـ عليه السلام ـ است مى گويد: خود از امام عسكرى ـ عليه السلام ـ شنيدم كه مى فرمود: الحمد للّه الذي لم يُخرجني من الدنيا حتّى أراني الخلف من بعدي، أشبه الناس برسول اللّه صلّى اللّه عليه وآله خلقاً وخُلقاً، يحفظه اللّه تبارك وتعالى في غيبته، ثمّ يُظْهره فيملأ الأرض عدلاً وقسطاً كما ملئت جوراً وظلماً(24).

خداى را سپاس كه مرا از اين جهان بيرون نبرد تا جانشين و امام پس از مرا به من نشان داد. پسرم در چهره، خلق و خوى، شبيه ترين مردم به پيامبر خداست. خداوند او را در دوران غيبتش حفظ خواهد كرد و آنگاه او را فرمان ظهور خواهد داد و آن حضرت، زمين را از عدل و داد لبريز خواهد ساخت همانگونه كه از ستم و بيداد پر شده باشد.

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم فروردین 1384ساعت 20:54  توسط پریناز  | 

استاد محمدعلی هوشمند»
سراینده نغز گوی معاصر است . در رشته ادبیات تحصیل کرده و سروده های جذابی در مدح و رثای اهل بیت (ع)دارد - مجموعه اشعار عشق مولا و عشق مادر از اوست - مجموعه شعر تازه وی با عنوان عشق وطن بزودی چاپ خواهد شد. ان شاء الله

«آرام جان»
یا مهدی صاحب زمان (عج) ، جانم به قربانت بیا
روشن کن این ظلمت سرا ، دستم به دامانت ، بیا
آرام جان ما تویی ، کام و روان ما تویی
...


جانها فدای چشم تو ، با نای قرآنت بیا

مخمور جام باده ام ، مستم زپا افتاده ام

چشمان طفل و مرد و زن ، گشته چرا غانت بیا

ای حجت و نور خدا، غایب ز چه از دیده ها ؟

دادم قسم جانا تو را ، بر جان جانانت بیا

عالم همه خواهان تو ، سر در خط فرمان تو

میزان فقط میزان تو ، با عدل و میزانت بیا

عصیانگران در این جهان ظلم و خدیعت می کنند

بهر سر گردنکشان ، با تیغ برانت بیا

ای عاشق ایزد پسند ، بنما نظر بر «هوشمند»

من را راها بنمای بند ، با لطف شایانت بیا
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم فروردین 1384ساعت 20:52  توسط پریناز  |