آيا واقعه آرماگدون پايان جهان است؟ (قسمت ادوم)
اگر چه در كتاب مكاشفات يوحنا به آرماگدون اشاره شده امّا چيزي در باره اينكه نيروهاي نظامي به هم پيوسته در منطقه به يكديگر حمله ميكنند بيان نگرديده است. ليكن ذكر شده كه اين نيروها در دشت مگيدو جمع شده و از اين منطقه هموار و وسيع به عنوان پهنهاي جهت آماده شدن براي حمله بزرگ استفاده ميكنند. سؤال اين است چه كساني در آنجا جمع ميشوند و چه كسي آنها را جمع ميكند و بالاخره اينكه و براي چه هدفي در آنجا جمع ميشوند؟
به نظر ميرسد اين افراد از چند گروه سياسي و مذهبي باشند: «پادشاه جهان ـ شيطان ـ پادشاه كل عالم خدا» و «پادشاهي از شرق رود فرات». شايان ذكر است كلمه «پادشاه» لزوماً به شكل امروزي آن به رهبران اطلاق نميشود. بلكه ممكن است از آنها به عنوانرييسجمهور،نخستوزيريارييسياد شده باشد.
در تاريخ، بسياري از ملتها به هم پيوستهاند تا از قدرت «چهار پاي» نيرومندي كه در كتاب مكاشفات به آن اشاره شده حمايت كنند. خداوند قدرت عظيم اين اتحاد را به حيواني كه به وسيله نيروهاي غير خدايي هدايت ميشود تشبيه كرده است.
در كتاب مقدس آمده كساني كه اين اتحاد را تشكيل ميدهند «از يك ذهنند و قدرت و فرمانروايي خود را به چهارپا خواهند داد.»
كتاب مقدس ذكر كرده است كه آنها ارواحي هستند كه معجزاتي را ظاهر ميسازند و بر پادشاه تمام ربع مسكون خروج ميكنند تا آنها را براي جنگ عظيم آن روز فراهم آورند .
سؤال اين است كه چرا نيروهاي نظامي در آرماگدون جمع ميشوند؟ از قرار معلوم اين نيروهاي نظاميبدينمنظوردرخاورميانهجمعميشوند كه نشان دهند چه كسي كنترل جهان را در دست خواهد گرفت.
هر چند به جاي نبرد با يكديگر شروع به جنگ عليه عيسي مسيح ميكنند!
ما تا به حال در مورد افرادي كه شجاعت اين را داشته باشند تا به جنگ در مقابل خدا بروند، فكر نكردهايم. معمولاً انسانها با يكديگر ميجنگند. امّا كتاب مقدس آشكار ميسازد كه در واقع مردم سعي خواهند كرد تا با عيسي مسيح جنگ كنند در اين زمان پاياني، ديكتاتورها و عوام فريبها براي فرمانروايي بر جهان طمع ميكنند واميد دارند كه در مقابل نيروهاي عظيم و سلاحهاي كشنده آنها پيروز شوند. سلاحهايي آنچنان قدرتمند كه قادرند زندگي را نابود كنند.تنها خداوند است كه مي داند اگر عيسي مسيح (ع) را نفرستد تا در امور انسانها مداخله بكند «هيچ موجود زندهاي نجات نخواهد يافت» .
شيطان و آرماگدون
پشت صحنه، رهبر قدرتمند ديگري وجود دارد كه نقش برجستهاي را در گروه نيروهاي نظامي در آرماگدون ايفا ميكند. «خداي اين عصر» تمام ملتها را فريب ميدهد . هدف او به عنوان دشمن انسانها فريب و نابودي نسل انسان است .
بهنظرميرسدلشكريانانبوهيكهدرپايانزمان گرد همميآيندوسيلهايبرايرسيدنويبههدفشهستند .
امّا چيزي كه ملتها نميدانند آن است كه خداوند به شيطان فرصت داده تا رهبران متكبر جهان را بفريبد؛ زيرا كه فكر ميكنند با اين جنگ قادر خواهند بود كنترل جهان را به دست گيرند.
طبق آيات كتاب مقدس خداوند خود با آن ملتهاي فريب خورده كه كمرشان از ويراني خم شده وارد جنگ خواهد شد . خداوند ثابت خواهد كرد كه خود قادر مطلق است نه شيطان و نه كساني كه او آنها را فريب ميدهد و خداوند به انسان اجازه نخواهد داد تا خود را كاملاً نابود كند .
با اين مقدمه زماني كه ميخوانيم: سپاهيان چگونه در «جنگ عظيم آن روز خداي قادر مطلق» گرد ميآيند، هدف آرماگدون آشكار ميشود.
زكرياي نبي نيز اين زمان بحراني را اين چنين توصيف ميكند: «نظاره كنيد! روز خداوند فرا ميرسد... و خداوند بيرون آمده با آن قومها جنگ خواهد نمود. چنان كه در روز جنگ جنگيد و در آن روز پاهاي او بر كوه زيتون كه از طرف مشرق به مقابل اورشليم است خواهد ايستاد .
